محمد الريشهري
22
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (عربى)
فصل چهارم ، احاديثى گزارش مىشوند كه به عوامل تقويت عقل وگستردگى خردورزى مىپردازند وانسان با توجّه بدانها كه برخى مادّىاند وبرخى ديگر معنوي ، حتّى به گستردگى " حفظ " نيز دست مىيازد . فصل پنجم ، نشانههاى خِرد وخردورزى را مىنماياند كه به واقع ، خردمند ، چه كسى است واز چه راهى مىتوان فهميد كه : شعاع خِرد در انساني پرتوافكن است ؟ عقل ، چه سان كمال مىيابد ؟ وچه نشانههايى در كس ، نمايانگر كمال عقل اوست ؟ اين همه را روايات فصل پنجم ، گزارش كرده است تا زمينهاى باشد براي آشنايى با آفتها ، آسيبها وناهنجارىهاى خِرد كه در فصل ششم آمده است ، تا انسان با آن همه همبر شود وبا اين همه بستيزد تا به خِرد ، خِردورزى وارجمندىهاى خِرد ، دست يابد واز آفت وآسيبهاى خِرد ، آگاه گردد ومآلًا از نقشآفرينى عقل وراهنمايى وهدايتگسترى خِرد در صفحه ذهن وصحنه زندگى بهرهمند گردد . در فصل هفتم ، سخن از جهل وابعاد آن است وهشدار نسبت به جهلمدارى وگرفتار آمدن در چنگ جهلمداران وضرورت روى بر تافتن از آن گونه كسان ودر نهايت ، نشانههاى جهل وجهلمدارى و . . . وشناسايى وشناساندن اين كه : جاهل كيست ؟ وجهلمدار ، كدام است ؟ . . . واين كه : اگر كسى در اين تور مرئى يا نامرئى گرفتار آمده بود ، چه كند وخود را چه سان از كمند جهل وفضاى جهلآلودِ جهلمداران ، رهايى بخشد ؟ اين همه در أحاديث فصلهاى هشتم ، نهم ودهم آمده است . در مفاهيم ديني ومعارف قرآني ، مكرّر از " جاهليت نخستين " سخن رفته است . جاهليت نخستين چيست واز چه ويژگىهايى برخوردار است ودر سنجش با آن ، " جاهليت جديد " ، چه مفهومي خواهد داشت وبر چه پايههايى استوار خواهد بود ؟